گلچین خاطرات یک آزاده

 

برادر آزاده آقای محمد رضا کیان متولد  1330 کار مند شهرداری کرج  در تاریخ 1361/2/1به جبهه اعزام گردید. ایشان در خصوص جزئیات نحوه ی اسارت خود اینگونه بیان می کنند که:در تاریخ 1361/2/10 ساعت 4 صبح  عملیات  فتح المبین با فرماندهی برادر مهدی شرع پسند شروع شد ، ما تا حدود 24 کیلومتر در خاک عراق پیشروی کردیم اما توسط عراقی ها  محاصره  و به اسارت آنها در آمدیم و مارا به زندان های عراق منتقل کردند . در روزهای اول اسارت 8 صبح   درب آسایشگاه را باز می کردند و همه ی ما را با کابل و چوب  به شدت می زدند  و حتی به ما اجازه  نماز خواندن و عزاداری در ماه محرم را نمی دادند ولی ما مخفیانه عزاداری  می کردیم . در ضمن اخبار جنگ را توسط یک رادیو کوچک که مخفیانه وارد زندان شده بود پیگیری می کردیم  و برای پیروزی بچه ها چندین مرتبه دعای توسل می خواندیم .ما پس از 8سال و 4 ماه اسارت به میهن عزیزمان ایران بازگشتیم.

وضعیت غذا در دوران اسارت:

صبح ها به ما12 قاشق آش می دادند و ظهر ها 8 قاشق برنج که هر پرس آن برای 7تا 12 نفر بود که شبیه استنبلی خودمان است و هر 2روز یک بار دسر و هر روز دو عدد نان ساندویچ کوچک به ما می دادندو زمانی که دسر انگور بود نفری 3حبه  انگور و چای با شکر میدادند و از شام هم خبری نبود.

 

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 18 بازدید